زنگ فقر...!

 

خانم معلم گفت :

بچه ها تکلیف شب تان : ( نگاه ش را .. بنویسید ... )

 

.

سالروز تولدم ....

 

 

دنیائی که در آن

گل را برای چیدن می پرورانند

پرنده را برای قفس ...!

دل را برای شکستن ... عاشق می شوند ...

درخت را  برای سوزاندن

 

مال شما

 

دلم...

برای چشم خیس

برای اشک انتظار...

برای آیه الکرسی های مادرم....

برای گود آرزو

کنار گور مادرم

 

چه تنگ می شود

 

.