بیاد استاد بزرگ

باور نمی کنم , هرگز باور نمی کنم که سالهای سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد !
یک کاری خواهد شد
زیستن مشکل شده است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند..
و دیر می گذرند...
و احساس می کنم خفه میشوم.. هیچ نمی دانم چرا !؟
اما میدانم کس دیگری به درون من پا گذاشته است و اوست که مرا چنین بی طاقت کرده
احساس می کنم دیگر نمیتوانم درون خودم بگنجم
در خودم بیارامم
از "بودن" خویش بزرگتر شده ام و این جامه برمن تنگی می کند!
این کفش تنگ بیتابی فرار !
عشق آن سفر بزرگ !....
اوه , چه می کشم !!
چه خیال انگیز وجانبخش است
" اینجا نبودن " !
علی شریعتی ( کویر )
.