یک آن !

یک روز..!؟

            یک عمر...هزار سال.....بیشنر !

کمتر...؟

نمیدانم.


صدای صور...!

یا ....صدای پای اصرافیل !


لطافت...دامان تو ست...یا


نرمی دست خدا...؟

تنم رها....در تن تو!

یا در آغوش خداست ..!

نسیم...سفبر بوی تنت !

یا ...

بوی گلزار خدا ست؟


صدا !...صدای صور اصرافیل ؟

یا ..

بانگ جبراییل .....که

 قم باذن الله*

نه...!

بر نخواهم خواست

نه...!

نخواهم رفت

کدام بنده آمد و...دست خالی رفت؟


مگر تو نگفتی : ؟ "عاشق, عابد  ماست " !

                       "عشق لطف خداست "


که بود که گفت :" بخوان مرا تا اجابت کنم ترا" **!

                         هان !!؟

بر نخواهم خواست

نه...

بدون بهار....م

نخواهم رفت....


صدا !.....صدای صور اصرافیل

یا ...

بانگ جبراییل .....!

دوباره درآسمان پیجید

قم باذن الله

به پا خیز....

خدای کوچکت اینجاست...!


خدای کوچک من !؟

....... بهار!! ؟

نه ..

تو خدای بزرگ منی..

مگر ؟

به هجر...

هزار بار نمردم ؟

حیات دوباره ندادی ؟

به بوسه ...

هزار بار نسوختم ؟

نفس دوباره ندادی ؟

به فصل...

هزار بار جان نستاندی ؟

به وصل...عمر دوباره ندادی؟  ***

خدای برزگم :

نگاه کن ببین ستاره**** رقصان است

تمام بارگاه  خدا فرشته باران است

    بسان پاکی گلهای باغ خدا...

کنار برگ و شکوفه , بهار عریان است



من بودم و بهار بود و هیچکس بودیم !


.

پ.ن

* برخیز به فرمان پروردگار

** ادعونی استجب لکم

***یحیی و یمیت و یمیت و یحیی (صفات پروردگار)

**** ستازه مان